...

يکى دو هفته پيش يه نموره سرما خورده بودم که رفتم پيش دکتر گوش و حلق و بينى‌ام. دکتر جالبيه! از جمله اين‌که خودش مى‌آد در مطب رو باز مى‌کنه و موقع بيرون رفتن هم تا دم در دنبالت مى‌آد. ولى از اين جالب‌تر اينه که در مورد داروهات با خودت مشورت که چه عرض کنم؛ از خودت مى‌پرسه که چى و با چه دوزى برات بنويسه. البته اين‌که از مريض بپرسى که دوست داره داروش تزريقى باشه يا خوراکى شايد خيلى عجيب نباشه. مسأله اين‌جاست که در مورد مسکن ازت سؤال مى‌کنه که مثلا استامينوفن باشه يا پروفن. آنتيبيوتيک‌ات اگه قرار بوده خوراکى باشه آموکسى باشه يا کواموکسى يا سفيکسيم و تازه چند تا برات بنويسه ۲۰ تا يا ۴۰ تا و البته تا جوابش رو ندى و مثلا بگى هرچى لازمه چيزى برات نمى‌نويسه و اصرار مى‌کنه که نه هرچى خودت دوست دارى برات بنويسم!! حالا اوج ماجرا هنوز مونده. اين‌سرى نوبت به شربت رسيد و طبق معمول پرسيد چى دوست دارى برات بنويسم و من هم که از قبل همه‌ى جواب‌ها را آماده کرده بودم، گفتم ديفن‌هيدرامين‌کومپاند. اون‌هم کلى برام توضيح داد که نه، براى مورد شما ديفن خيلى بدرد نمى‌خوره و شربت‌هايى مثل اکسپکتورانت و چى و چى خوبه ولى باشه چون دوست دارى همون ديفن رو برات مى‌نويسم … البته من هنوز زنده‌ام و سرماخوردگى‌ام هم خوب شده!

/ 4 نظر / 5 بازدید
sherry

اين ديگه چه جور تجويزيه!!! توو ايران همه چيز ممکن است!!

مرجان

من دکتری رو می شناسم که تا چند سال هنوز طبابت می کرد ولی الان ديگه يه علت پيری طبابت نمی کنه اين دکتر چند سری نسخه آماده توی کشوی ميزش داشت و بسته به نوع بيماري يکی از اين نسخه ها رو ميداد و هنوز درست براش نگفته بودی که چطورته که نسخه توی دستت بود اخرين دفعه بيماری دل درد شديد من رو با بيماری حصبه اشتباه گرفت و من ۱ روز بيمارستان بودم تا اونجا فهميدن اشتباه کرده!!

هرمز مميزي

سلام کورش جان دکتر خوبی است قدرش را بدان چو به گشتی طبيب از خود ميازار / چراغ از بهر تاريکی نگهدار !